«بازی»
بازیگر . بازیکن . بازیچه.
به بازی گرفتن. همبازی. بازی خوردن .
بازنده!
(داستانک چند کلمه ای)
آبان نود و پنج
سحر امامی
feel free to call us +91.33.26789234 [email protected]
«بازی»
بازیگر . بازیکن . بازیچه.
به بازی گرفتن. همبازی. بازی خوردن .
بازنده!
(داستانک چند کلمه ای)
آبان نود و پنج
سحر امامی
همه طول و عرض این پارک رو کفشام میشناسن، دوماهه روزی چندبار این مسیر رو میرم، هر روز بدوبدو...
-: عجیبه تا حالا به همچین موردی برنخوردم ! ـ: چی شده اقای دکتر حالش خیلی بده ؟ مردنیه...
( یاسی ) ـ شمشیرش رو بعد از یه عمر جنگیدن، غلاف کرد. آخه طاقتش طاق شده ، مثل...
همین چند روز پیش بود که روی صندلی قد کشیده بودم رو نوک انگشتهای پام و توی کمدهای بالایی...
امشب هم چهارشنبه بود و هم چهارمین روز از ماه نوامبر، یک ماهه که ما سه تا (من و...
حکایت دخترکی عاشق که شد زن، که شد مادر، که شد پیرزن، که همیشه بود عاشق؛ «کُشت! کُشتند! کشتم...
واپسین گاه های مهر ماه نود و سه هم در گذر است و تو ذره ای از مهر بی...
وقتی که خداوند به هم آغوشی با ابلیس می اندیشد و با رویای آن ، هوس را رنگ آمیزی...