«بازی»
بازیگر . بازیکن . بازیچه.
به بازی گرفتن. همبازی. بازی خوردن .
بازنده!
(داستانک چند کلمه ای)
آبان نود و پنج
سحر امامی
feel free to call us +91.33.26789234 [email protected]
«بازی»
بازیگر . بازیکن . بازیچه.
به بازی گرفتن. همبازی. بازی خوردن .
بازنده!
(داستانک چند کلمه ای)
آبان نود و پنج
سحر امامی
واپسین گاه های مهر ماه نود و سه هم در گذر است و تو ذره ای از مهر بی...
( سفید ) ـ همیشه از همین چهارراه رد میشد ، هر روز زیباتر و جذابتر و متفاوت تر...
سحرک با اخم اومده نشسته کنارم و از ننه سحر گلایه کرده (حریف زبون و منطق بچه های...
از لابه لای ریخت و پاش های خانه تکانی، سحرک یه کاغذ برداشته و آورده برای ننه سحر که...
ننه سحر با ننه سرما رقابت میکند . باز هم خانه تکانی برای پیشواز! ننه سحر انتظار شکوفه های...
فرشته، پری را از میان بالهایش جدا کرد و نوک آن را به قطره ی خونی که اشک گونه...
(شرابی) _: وا این چشه؟ نکنه مرض لاعلاج گرفته؟ -: نه یکم سرگیجه داره فقط ! _: چرا؟ –...
همین چند روز پیش بود که روی صندلی قد کشیده بودم رو نوک انگشتهای پام و توی کمدهای بالایی...