«بازی»
بازیگر . بازیکن . بازیچه.
به بازی گرفتن. همبازی. بازی خوردن .
بازنده!
(داستانک چند کلمه ای)
آبان نود و پنج
سحر امامی
feel free to call us +91.33.26789234 [email protected]
«بازی»
بازیگر . بازیکن . بازیچه.
به بازی گرفتن. همبازی. بازی خوردن .
بازنده!
(داستانک چند کلمه ای)
آبان نود و پنج
سحر امامی
همین چند روز پیش بود که روی صندلی قد کشیده بودم رو نوک انگشتهای پام و توی کمدهای بالایی...
حکایت “مخاطب خاص” توی فیسبوک جریان همون به در میگم دیوار بشنوه هست فقط وارونه اش” رو دیوار می...
سحرک هم مثه ننه سحر به دهن کسی توجه نمی کنه، با دقت به همه گوش میده و واژه...
سحرک با اخم اومده نشسته کنارم و از ننه سحر گلایه کرده (حریف زبون و منطق بچه های...
( قهوه ای ) – اسپرسو تریپل شات می خوره میره تو خودش غمگین به یک گوشه زل می...
( سفید ) ـ همیشه از همین چهارراه رد میشد ، هر روز زیباتر و جذابتر و متفاوت تر...
حکایت دخترکی عاشق که شد زن، که شد مادر، که شد پیرزن، که همیشه بود عاشق؛ «کُشت! کُشتند! کشتم...