مسافر یه عمره همسفر و همراه جاده است و با هم پیش میرن ،مثل دو خط موازی و تنها .
چند هفته ایه که جاده خراب و پر از دست‌اندازه ، ولی مسافر صبوری میکنه اما امروز جاده می نالید از خرابی حالش ، مسافر پوزخند زد و گفت : تازه اولشه ،زمان می بره تا «آسفالتت» کنن ،باید صبوری کنی، تازه تهش هم که «آسفالت بشی » می تونن راحت از روت رد بشن !
قسمتی از داستان جاده
نوشته سحرامامی
پاییز نود و چهار

©2026 KLEO Template a premium and multipurpose theme from Seventh Queen

CONTACT US

We're not around right now. But you can send us an email and we'll get back to you, asap.

Sending

Log in with your credentials

Forgot your details?