وقتی که خداوند به هم آغوشی با ابلیس می اندیشد و با رویای آن ، هوس را رنگ آمیزی می کند ، شب تاریکتر و ماه درخشانتر می شود ، و سحری من ، طعم حسرت است و تا افطار ، کام بسته به یاد تو می نشینم و با بانگ ناله های دلم ، روزه را به یاد مزه بوسه ای که خاطره اش غبار گرفته ، می گشایم، مانده ام بعد از این هزاره ی دلتنگی، اگر قمر در عقربی پیش آمد و برایم عید رسید و ماه من هم نو شد، فطریه این روزه داری را چه پرداخت کنم ؟!

قسمتی از مجموعه نامه های نوشته بر باد
نوشته : سحر امامی
خرداد نود و پنج

©2026 KLEO Template a premium and multipurpose theme from Seventh Queen

CONTACT US

We're not around right now. But you can send us an email and we'll get back to you, asap.

Sending

Log in with your credentials

Forgot your details?