ما مردم شادی بودیم.
ما مردم شادی هستیم.
اهل جشن و خنده و طنز!
از هر موضوعی، هر دردی جک می سازیم و تفریح می کنیم!
امروز حالم خیلی بده پس می خوام جک بسازم که مثل قدیمی ها بگیم؛ خنده بر هر درد بی درمان دواست…
متولد ۲۲بهمن ۶۱ هستم یعنی وسط جنگ ایران و عراق چشم گشودم در شهر شیراز اونهم در سالگرد جشن انقلاب میون اشک خانواده های داغ دیده، شهید داده، جنگ زده، آواره ی شهرهای اطراف، شادی پیروزی انقلاب زیر بمباران درد جنگ با عراق، شد شادی تولدم.
اون موقع نه سلفی مد بود؛ منو صدام یهویی، نه فیلترشکن و تلگرام و فیسبوک داشتن همه، تا والدینم عکس منو بذارن، لایک و کامنت جمع کنن! اونهم از دوستانی که پروفایلشون عکس نداره؛ یه روز عکس پلاسکو ، یه روز سبز ، یه روز بنفش ، یه روز رای میدهم یا رای نمی دهم یا رای منو پس بده، یه روز زلزله کرمانشاه، یه روز آزادیخواه زندانی ، یه روز آلودگی هوا در پس لرزه های زلزله، یه روز شاهزاده پهلوی، یه روز گرانی های مضاعف و گرسنگی مردم، یه روز تیراندازی به مردم معترض توی خیابانها، یه روز کشتی سانچی ووو شمارش دردهایی که همدردی یکپارچه در دنیای مجازی هست و شده جایگزین هویت شخصی هر هموطن.
تمام این ۳۴ سال عمرم قد کل حقیقت ها و دروغهای ثبت شده ی تاریخ جهان، تکرار مکرر درد رو لای مردم دیدم، شنیدم، خواندم و درد کشیدم و هیچ!
لطیفه اش طولانیه؟! عوضش سرگرم میشیم از دردی به درد دیگه! درد جدید میاد تا درد قبلی یادمون بره، به روز رسانی میشه دردها تا تنوعی باشه در جک ها.
یه قصه ای بود؛ دزدانی همه دار و ندار مردی رو میبرند و به خاک سیاه میشینه، یکی از دزدها کیسه گندمی از اموال مرد باز گرداند تا از گرسنگی نمیره و مرد خوشحال شد و چند روز بعد باز کیسه گندمش رو هم بردند، ناله و فریاد می کنه و دست آخر قرار میذارن روزی ده دانه گندم بهش بدهند ، باز هم خوشحال میشه و یادش میره روزی اموالی داشته!
خندیدن که خوبه، شادی اونم دسته جمعیش خیلی می چسبه! به درد بخندیم یا با درد بخندیم یا درد بکشیم از خنده؟
یادمه خیلی سال پیش از یه زندانی سیاسی که خیلی سالها قبلش با کابل شکنجه شده بود و مهره های کمرش تو جوونی خرد شده و تو پیری از درد سیاتیک به خودش می پیچید، اندازه دردش زیر ضربات شکنجه گرش تو اون سالها رو پرسیدم و گفت :« ضربه اولی به دومی برسه، خیلی درد داره بعدش دیگه حسی نمی مونه، تنت زیر ضربات مکرر سِر میشه و از حال میری…»
احساس میکنم واژه هام سِر شدن با ضربات دردهای پی در پی این روزها!
سحر امامی
دی ماه نود و شش







