روزی میان تنهایی هایت تشنه و محتاجم بودی و آنقدر با عشق و احساسم
لبریزت کردم تا سیر شدی و امروز که با توام تنهام، خالی و خسته ، به تو
محتاجم ولی آنقدر تلخ و بی احساسی که از بودن و زندگی سیرم کرده ای!
(پاییز هشتاد و هشت) قسمتی از داستان ” جاده” نوشته “سحرامامی”







