روزی میان تنهایی هایت تشنه و محتاجم بودی و آنقدر با عشق و احساسم
لبریزت کردم تا سیر شدی و امروز که با توام تنهام، خالی و خسته ، به تو
محتاجم ولی آنقدر تلخ و بی احساسی که از بودن و زندگی سیرم کرده ای!
(پاییز هشتاد و هشت) قسمتی از داستان ” جاده” نوشته “سحرامامی”

©2026 KLEO Template a premium and multipurpose theme from Seventh Queen

CONTACT US

We're not around right now. But you can send us an email and we'll get back to you, asap.

Sending

Log in with your credentials

Forgot your details?