توی آب راه می رفتم . سکوتم، باکوبه های امواج دریا به سینه ساحل، تفسیر می شد . زیر...
Author Archive for: admin
feel free to call us +91.33.26789234 [email protected]
با بلندشدن صدای هر رعد از آسمان، تکرار تهدیدها هم بلندتر میشد. مثل سایههای نحس روی دیوار سفید خانهام!...
زانوهایم میان دامن مشکی و تنگم روی زمین سرد کلیسا بود. شمع تازه ای روشن کردم و آن را...
خم شدم و به تصویرم میان آب نگریستم. رودی از خون بیگناهانی که بازمانده سالها قدرت طلبی است، چهره...
حکایت “مخاطب خاص” توی فیسبوک جریان همون به در میگم دیوار بشنوه هست فقط وارونه اش” رو دیوار می...
( قهوه ای ) – اسپرسو تریپل شات می خوره میره تو خودش غمگین به یک گوشه زل می...
کنجکاو، پریدم وسط حرفش: «افسانه؟! چه افسانه ای؟ میخواهم بشنوم. آخرین بار که کریستین رو دیدم، از جادویی گفت...
از جا برخاستم. اگرچه غذا و نوشیدنی گرم کمی حالم را جاآورد، اما هنوز احساس کوفتگی در بدنم داشتم....
واپسین گاه های مهر ماه نود و سه هم در گذر است و تو ذره ای از مهر بی...
سحرک با اخم اومده نشسته کنارم و از ننه سحر گلایه کرده (حریف زبون و منطق بچه های...
Recent Posts
Archives
- June 2018
- March 2018
- February 2018
- January 2018
- August 2017
- May 2017
- April 2017
- March 2017
- January 2017
- November 2016
- August 2016
- June 2016
- May 2016
- March 2016
- December 2015
- November 2015
- October 2015
- September 2015
- August 2015
- July 2015
- March 2015
- January 2015
- December 2014
- November 2014
- October 2014
- September 2014
- May 2014
- April 2014
- March 2014
- February 2014
- January 2014
- December 2013
- November 2013
- June 2013
- April 2013
- January 2013
- December 2012
- October 2012
- September 2012
- August 2012
- March 2012
- February 2012
- January 2012
- November 2011
- September 2011
- May 2011
- January 2011
- October 2010
- August 2010
- January 2009
- July 2008
- January 2008
- April 2007
- March 2007
- January 2003









