(شرابی)
_: وا این چشه؟ نکنه مرض لاعلاج گرفته؟
-: نه یکم سرگیجه داره فقط !
_: چرا؟
– : نمیبینی ؟ نامه عاشقانه می نویسه ، می خونه گریه میکنه ، پاره میکنه .
نامه دلتنگی می نویسه ، می خونه ، گریه می کنه ، پاره میکنه .
نقشه ها و آرزوهاشو تو چند تا نامه می نویسه ، نخونده پاره میکنه و میریزه دور.
همین دو روز پیش وصیت نامه شو نوشت خوند و یه فاتحه واسه خودش فرستاد، خرما گذاشت دهنش ، دو تا هم قطره اشک حسرت ، چاشنی اش کرد و بعد هم پاره کردو ریخت دور . نامه، نامه،… نامه ها می نویسه ، واسه اون، واسه خودش، واسه بقیه، ولی پاره میکنه و می ریزه دور.
پر از فریاده، اما خودشو تو سکوت حبس کرده و دور خودشو و زندگیش می چرخه، با نامه های تکراری و تکراری، مثل روز های تکراری از تکرار سرنوشت ، می چرخه و می چرخه .
دچار سرگیجه های دایمی شده!
کاش زودتر یکی از مسیرهای سمت راستش رو انتخاب کنه و پشت به ” تابلوی عبور از میدان ” جاده را ادامه بده !

“تابلو عبور از میدان ” نوشته : سحر امامی

قسمتی از داستان “علایم راهنمایی و رانندگی”
نوشته سحر امامی
زمستان نود و سه

©2026 KLEO Template a premium and multipurpose theme from Seventh Queen

CONTACT US

We're not around right now. But you can send us an email and we'll get back to you, asap.

Sending

Log in with your credentials

Forgot your details?