پدیده به پگاه گفت: « وقتی همه چیز آرومه و خوب پیش میره نگران میشم. مثل آرامش قبل از طوفانه! بافت ذاتی طبیعت نظمی هست در یک بی نظمی بزرگ! وقتی همه چیز بی نظم و بهم ریخته است، میون متلاشی شدن همه چیز در اثر بی نظمی ها، اون لا به لا، یه نظم درست و منسجمی پیدا میشه. انگار نظم از دل بی نظمی زاده میشه. و حالا با اینهمه مرتب و منظم پیش رفتن اوضاع، باید آماده یک متلاشی شدن و بهم ریختگی بزرگ باشیم. این دو سو متضاد شرایط، همیشه چرخشی و حساب نشده میان و میرن.»
قسمتی از رمان نیمه های مکمل
نوشته سحر امامی
تابستان نود و چهار







