-: عجیبه تا حالا به همچین موردی برنخوردم !
ـ: چی شده اقای دکتر حالش خیلی بده ؟ مردنیه مگه نه ؟
-: نمی فهمم تا دیروز ترکش تیر ، توی پهلوی چپش بود ، حالا چسبیده به کلیه راستش ؟!
-: من که گفتم هر دقیقه یه جاییش درد میکنه .
-: یعنی بازم پیش اومده که چرخیده تو تنش ؟! غیر ممکنه !
– : وای اگه بره بالاتر که راه نفسش رو می گیره ، دکتر جون علاجی داره ؟
– : ای بابا چرا همش آیه یأس می خونی ؟ علم پزشکی واسه هر مرضی راه درمونی پیدا کرده . همه چی علاج داره ! فوقش یه عمل جراحی و بیرون کشیدن ترکش تیر از تنشه .
-: نه دکتر این وضعش خرابتر از این حرفاست ترکش تیر نگاه معشوقش افتاده به جونش . آی امون از درد بی درمون عشق .

// دیشب ، یه تکه نوشته همین جوری از سحر امامی //

پی نوشت : این مستر دماغ دوست جدید سحرک هست و کلی واسه هم گفتنی های تازه دارن . با سحرک هم سنه شناسنامشو کامنت میذارم ، اما دیشب که تو ماشین اینو می نوشتم فقط بهم می خندید .
شهریور نود وچهار

©2026 KLEO Template a premium and multipurpose theme from Seventh Queen

CONTACT US

We're not around right now. But you can send us an email and we'll get back to you, asap.

Sending

Log in with your credentials

Forgot your details?